شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: فرهنگ و هنر
ساعت: 09:51 منتشر شده در مورخ: 1399/03/10 شناسه خبر: 1613778
قدیمی ترین تماشاخانه های تهران؛

فراز و فرودهای تئاتر سعدی و قیام علیه استبداد

فراز و فرودهای تئاتر سعدی و قیام علیه استبداد
تئاتر سعدی در آبان ماه 1330، پس از بازسازی سینما اطلس با نمایش «بادبزن خانم ویندرمیر» افتتاح شد که آن زمان صحنه تئاتر سعدی 9 متر، گردان و گنجایشش 500 نفر بود.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ تماشاخانه های تهران از خیلی قدیم ترها و دوران قاجار و پهلوی با فعالیت تئاترهای فرهنگ ـ تئاتر ملی ـ تئاتر فردوسی ـ تئاتر سعدی و ... هنرمندان زیادی را به خود دید تا اینکه پس از انقلاب اسلامی به تماشاخانه های مجموعه تئاتر شهر ، سنگلج و ... رسید.  در رابطه با تاریخچه برخی از این سالن های نمایشی به تفصیل در شماره های قبلی مطالبی را منتشر کردیم.

حال به سال 1329 و 1330 پس از تعطیلی تئاتر فردوسی و حکومت نظامی در تهران می رسیم. حکومت نظامی و دیگر تجاوزها به حقوق مردم از آن جمله بستن تئاتر فردوسی و زندانی کردن هنرمندان آن، که نمیتوانست در اذهان توجیهی پیدا کند، سودی به حال سلطنت پهلوی نداشت. عکس العمل های تدریجی و نفرت عمومی، در داخل و خارج از کشور نسبت به رژیم به تدریج زیادتر می شد. احزاب مخالف چپ، ملی و گروه های مذهبی در این اثنا در مخالفت با شاه هم نفس می شدند.

تشکیل دادگاه های نظامی نیز خود به مثابه شکست یخ های رعب و وحشت بود. نمایندگان گروه های سیاسی و میهن پرستان منفرد نیز در خارج با نشست های یگانه، همسو شده و آماده نخستین تظاهرات ضد دمکراتیک می شدند. فرارسیدن نوروز 1329 نویدبخش موقعیتی ممتاز شد. اتحادیه دانشجویان ضد رژیم مقیم خارج، سازمانده جشن نوروز شد و گروه های موجه و کارساز مخالف دیکتاتوری را در یکی از تالارهای پاریس سازماندهی کرد و برنامه ای فاخره صبا، منیره وکیلی و مصطفی اسکویی دانشجویان رشته های مختلف کنسرواتور هنرهای دراماتیک پاریس را با جاذبه والا سبب شد.

مونولوگ پرومته در زنجیر اثر اشیل از جمله نمراتی بود که در جشن اجرا شد. شور و هیجان تماشاگران و رگبار کف زدن ها در لحظه پاره شدن زنجیر توسط پرومته، نماد مخالفت با شاه، کم اثرتر از شلیک گلوله در دانشگاه تهران نبود. 

 

به محض رشد نهضت ناسیونالیستی ، ترور دو نخست وزیر و تضعیف دربار، امکان فعالیت های فرهنگی و هنری میسر شد و ادامه گفت وگو با صاحبان سینما اطلس به وسیله خیرخواه، به سرمایه گذاری عمومی و تبدیل سینما اطلس به تئاتر سعدی انجامید. اعضای گروه با اغتنام از فرصت و تجربه تلخ جدایی با هم متفق شده با استفاده از همیاری نزدیکتر مصطفی قریب و شاهین سرکیسیان دوستداران صمیمی هنر تئاتر، فزون بر تشکیل کلاسی از نسل جوان، تعداد اعضا جدید و تازه کار گروه را چنین معرفی کردند:

لرتا هایراپتیان ـ توران مهرزاد ـ ایرن عاصمی ـ تهمینه ـ اعلم دانایی ـ حسین خیرخواه ـ حسن خاشع ـ محمدعلی جعفری ـ صادق شباویز ـ عطاالله زاهد ـ مهدی امینی ـ نصرت الله کریمی ـ محمدتقی کهنمویی ـ جلال ریاحی ـ عزت الله انتظامی ـ تقی مینا ـ منوچهر کیمرام ـ عباس شباویز ـ رضا مینا و عزیزالله بهادری

تئاتر سعدی در آبان ماه 1330 پس از بازسازی سینما اطلس با نمایش بادبزن خانم ویندرمیر که توسط نوشین ترجمه و بطور پنهانی رهبری می شد، افتتاح شد. تأسیس تئاتر سعدی به مثابه پیروزی مردم تحول جو بود که از صمیم دل پشتیبان مسئله ملی شدن صنعت نفت و دولت مصدق بودند.

«در سال 1330 شمسی قرار بود تئاتر سعدی با نمایشنامه معروف بادبزن خانم ویندرمیر که لرتا آن را کارگردانی می کرد افتتاح شد. تئاتر سعدی صحنه ای به قطر 9 متر و گردان داشت. گنجایش آن 500 نفر بود.»

سابقه کار نمایشی و انطباق خواست های ملی و اجتماعی هنرمندان با مردم دلیر به پا خاسته از یک سو و سه سال محرومیت تماشاچیان هنردوست، از نمایش های درشأن خود، شوری فراوان جهت دیدن نمایش بادبزن خانم ویندرمیر برپا کرد. روزشمار به پایانرسید و مردم پرشور آماده شرکت در نخستین اجرا بودند، که دو ساعت پیش از مراسم پاسبان ها تئاتر را محاصره کردند و از ورود افراد، حتی هنرپیشگان به داخل تئاتر ممانعت به عمل آوردند و خبر آن بسیار زود در سراسر شهر پخش شد.

فردای آن روز ، بازیگران همراه صاحب تئاتر ، درپارلمان متحصن شدند، و جامعه هنرمندان شهر تهران همه برای ابراز همدردی در برابر مجلس سنا اجتماع کرده و مردم دست به تظاهرات زدند. خبرنگاران داخلی و خارجی هنگام تماس و مصاحبه با هنرپیشگان با ممانعت هیأت رئیسه مواجه شدند ولی هنرپیشگان ضمن اعتصاب غذا از پشت میله ها به مصاحبه پرداختند.

 

جراید با صدور قطعنامه ای نسبت به اعمال مجلس اظهار تنفر کردند و متذکر شدند که تا رفع مشکل از تئاتر سعدی از بذل هیچگونه کمکی دریغ نخواهند کرد. نخست وزیر ناگزیر کمیسیونی مرکب از خواجه نوری و قاسم زاده، نمایندگان سنا و دکتر معظمی و حسین مکی از مجلس شورا و عماد ممتاز و مفتاح از وزارت کشور، را مأمور رسیدگی به موضوع کرد.

در گزارش کمیسیون مجلس سنا چنین آمده است:

«... استنباط من این است که شهربانی اشکال می کند و دلیل آن هم این است که تصور می کند و شاید مدارکی دارند که می گویند ـ عده ای از هنرپیشگان روابط توده ای دارند ـ و تئاتر مرکز تجمع اعضا آن به عنوان تمرین خواهد بود. ولی این دلیل به عقیده من معقول نیست. زیرا اگر برخلاف پییس نمایش بدهند باید تعقیب شوند و اگر فعالیت مخفی  و مرموز بکنند به عقیده من در آنجا رسیدگی بهتر می شود تا جای دیگر. چون جایی است که شهربانی بهتر می تواند کنترل بکند. خلاصه به عقیده من جلوگیری از تئاتر غیر موجه است.

*بیداری و آگاهی نیروهای تازه

اعلام نظر کمیسیون ویژه رسیدگی به نفع تئاتر و حقانیت هنرمندان، نه تنها موجب ادامه کار تئاتر بلکه باعث بیداری و آگاهی نیروهای تازه و ارتقا اعتبار هنر وو هنرمند در افکار عمومی شد.

بدین ترتیب تئاتر سعدی با کسب یک پیروزی بزرگ هنری ـ اجتماعی و جذب تماشاگران تازه چنان مورد استقبال قرار گرفت که شمار دفعات اجراهای آن موجب برقراری رکوردی تازه شد. 

افزون بر مردم هنردوست و تماشاگران پروپا قرص، اقشار مختلف و مردم کوچه و بازار نیز که دور از هنر در کار پیکار با حاکمیت بودند، نگرش تازه و علاقه ای خاص نسبت به هنر نمایش ابراز داشتند. نام نمایش دوم این تئاتر سعدی ، شنل قرمز ، سبب کنجکاوی های بیشتر و علاقه مندانی بیش از همیشه، جهت دیدار برنامه ها شد.

وزیر امور خارجه دولت ملی دکتر مصدق چنین نوشت:

«تئاتر سعدی با نمایش شنل قرمز قدم موثری در راه انتباه مردم و نشان دادن مفاسد دادگستری برداشت. شنل قرمز نشان می دهد که چطور شهرت مقام و جاه طلبی جلو همه عواطف بشری را می گیرد. نشان می دهد که چگونه میتوان با سرنوشت مردم بازی کرد، و چطور می شود به خاطر یک مقام با یک زد و بند سیاسی همه خوبی ها و فضائل اخلاقی را زیرپا گذاشت». روزنامه باختر امروز: بهمن ماه 1330

سومین برنامه تئاتر سعدی نمایش چراغ گاز نوشته آ. بورده بود. چراغ گاز در سال 1327 یک بار در تئاتر فردوسی تنها برای چند شب نمایش داده شده بود ولی در ارتباط با دستگیری هنرمندان متوقف شد. چراغ گاز این بار در فضای باز و آزاد نمایشی مجدد به صحنه تئاتر سعدی کشیده شد.

در تاریخ تئاتر نوین ایران هرگز زمینه کار و عوامل طبیعی و اوضاع موثر اجتماعی، سیاسی ، اقتصادی و هنری مانند سال های 1320-1322 تا آن حد برای رشد هنر تئاتر آماده نبوده است. تئاتر سعدی توفیق های نمایشی خود را مدیون تلاش گروهی، جو سیاسی، اجتماعی و خدمات مردمی بوده است.

*تارتوف

مجله سخن درباره آخرین اجرای نمایشنامه تارتوف اثر مولیر که از سال 1290 بارها به نام میرزا کمال الدین به روی صحنه رفته بود ، چنین نوشت:

تارتوف کمدی در پنج پرده، اثر مولیر ترجمه مرحوم فروغی ذکاء الملک کمدی در تئاتر سعدی. تارتوف یکی از نمایشنامه های منظوم مولیر و از شاهکارهای اوست. 

پس از اجرای نمایش تارتوف تئاتر سعدی دو نمایش دیگر به شرح برنامه به روی صحنه آورد که صد البته کوشش ها و ارتباطات با بازماندگان آن تئاتر، خواه هنرپیشگان و خواه اقوام و بستگانشان منجر به نشانی نشد. 

تئاتر سعدی به مثابه قله تئاتر تجربه ای ایران در همه ابعاد پیشتاز فرهنگی ـ هنری،طی دو سال پر تلاش مردم در راه ملی کردن صنعت نفت و درس رهایی به ملل زیر سلطه در آسیا و آفریقا و ارتقا روحیه ملی گرایی به مردم جهان سوم، هفت نمایش را در تاریخ تئاتر کشور به ثبت رساند. 

 

بادبزن خانم ویندرمیر ـ شنل قرمز ـ چراغ گاز ـ از طبع خارج شد ـ تارتوف ـ اوژنی گرانده ـ مونتسرا

عدم حضور نوشین، لرتا، اسکویی، مهین، کریمی و شباویز در علاقه و اقبال تماشاگران و پشتیبانی  از تئاتر سعدی اثری نگذاشت. چرا که استقبال مردم بیش از خود نمایش از جریان فکری، روش ملی و اندیشه های دموکراتیک شخصی هنرمندان و صاحبان تئاتر بوده است. تأثیر استقرار آزادی نیم بند و موقت آن سال ها (1320 - 1332) بر همه شئون سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران مشهود است. در پرتو مین آزادی نیم بند، فرصتی برای تأسیس حزب ها، معرفی دموکراسی، تقویت روحیه ملی گرایی، احیای همسبتگی و گسترش قیام های ملی، پدید آمد. هنر تئاتر نیز در راه رشد و توسعه بر همه ای جریان ها تأثیر ژرف می گذاشت و ناچار همراه تلاطم ها، صعود یا توقف می پیمود.

نمایش در جریان مشروطیت و جریان های مشابه در دیگر کشورها نیز کم و بیش نقشی ایفا کرده است.  تحلیل رفتن ذخایر نمایشی کار صحنه پیشروترین تئاتر کشور را حتی در سطح موجود به مخاطره انداخت. توسل به دوستدارانی که به دیگر زبان ها تسلطی داشتند و ترجمه جزوه های فنی و برگردان الله بختگی نمایشنامه ها، به وسیله آنهاف نمی توانست چاره ساز باشد. نمایش اوژنی گرانده که ارمغان سفر حسین خیرخواه و ایرن عاصمی همراه هیئتی به مسکو بود، حلال مشکل تنها یک برنامه شد. ادامه چنین کارهایی اتفاقی آیا ممکن و میسر بود؟

آری، البته مشروط بر آنکه آزادی سیاسی و اجتماعی ایران نیز تداومی رو به اوج می داشت. البته امواج خواسته ها، سیر نمایشنامه ها را وارد سیر ملی و طبیعی خود می کرد، یعنی ادامه همان سیری که در کودتای 1299 قطع شد. اما با حضور قوایی بیشتر و متخصص تر، در زمینه بازیگری و کارگردانی و درام نویسی ملی، چیزی که در آن دوره جبرا جایش خالی بود.

قدرت مهارت و کسب تجارب از طریق راویان فرنگ دیده، فیلم های سینمایی، پخش مجلات خارجی به خصوص در هم ریختن دیکتاتوری رضا شاهی فزون بر ارتقا غرور ملی به دلیل مبارزات سیاسی و مذهبی امکان بروز و شکوفایی استعداد در عمل دلیل اصلی این اوج گیری بیش از انتظار بود.

سیر تکامل و رشد نمایش در تئاتر سعدی اقتضا می کرد که هنرپیشگان آزموده تر مانند صادیق شباویز و مهدی امینی به یاری یکدیگر کارگردانی را تجربه کنند و به یاری حسین خیرخواه تنها کارگردان مانده تئاتر برخیزند.

عضویت هنرپیشگان سایر تئاترها در اتحادیه هنرپیشگان و پشتیبانی از آن و متقابلا حمایت اتحادیه از هنر و هنرمندان و راهنمایی آنان نیز سبب پیشرفت و تأسیس تئاتر جدیدی شد به نام بهار که گام در راه تئاتر سعدی گذاشت. این سیر صعودی جدید موجب مسرت خاطر هنرمندان و دوستداران نیز شد، اما در همان گام نخست کمبود هنرمندان ورزیده، مطلع و متبحر محسوس بود. 

اتحادیه در زمینه نیز نمی توانست به تئاتر سعدی کمکی کنند. خیرخواه هنرمند پر تجربه گرداننده تئاتر سعدی در سال آخر  حیات آن تئاتر سرمست از حمایت امواج مردم ملی گرا پرچم تئاتر مورد علاقه ملت را به دوش می کشید.

منابع:

مجله فیلم و سینما ، نصرت الله کریمی و خاکدان 

سیری در تاریخ تئاتر ایران دکتر مصطفی اسکویی 

انتهای پیام/

https://new.dana.ir/1613778
ارسال نظر
نظرات